خرید بک لینک
حس ها و دوست داشتن های اون موقع وقتی به نتیجه نرسیدن بعد یک مدت خشک شدن و مردن مثل نهالی که بهش آب ندن و رهایش کنند و دیگه و در هر زمانی و مکانی تکرار نمیشن و نخواهند شد ....درختی که خشک شده باشه هرچقدر هم بهش برسی نتیجه نمیده و خشک شده....هرچی مونده خاطره ای تکرار نشدنی هستش....و جز خاطره اون روزها زندگی همشو با خودش برده....هیچ کسی دیگه نمیتونه منو به اون حس ها ببره حتی خوده خودت....

برچسب: نویسنده: پویان رحمانی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 5:50

چه کردی تو با قلب ویرانه ی من چه کردی ببین عشق دیوانه ی من چه کردی در ابریشم عادت آسوده بودم تو با حال پروانه ی من چه کردی چه کردی ننوشیده از جام چشم تو مستم خمار است میخانه ی من چه کردی چه کردی مگر

برچسب: نویسنده: پویان رحمانی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 5:50

بگو کجایی به سوی تو♪♪به شوق روی تو♪♪به طرف کوی تو♪♪سپیده دم آیم♪♪مگر تو را جویم♪♪بگو کجایی♪♪نشان تو♪♪گه از زمین گاهی ز آسمان جویم♪♪ببین چه بی پروا♪♪ره تو می پویم♪♪بگو کجایی♪♪کی رود رخ ماهت از نظرم …

برچسب: نویسنده: پویان رحمانی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 5:50

بخش اول: این روز ها در بخش احساسات شخصی بیشتر از هرچیزی درگیر کشش به ارتباطی ملایم ، عمیق و دوستانه ای هستم.حس میکنم قید و بندهایی که برای انسان در زندگی جوانی اش چارچوب رفتار و اعتقاد ی را تعیین میک

برچسب: نویسنده: پویان رحمانی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 5:50

گاهی خواهرم،

گاهی مادرم،

گاهی معشوقم

وبیشتراز گاهی دوستم بودی

همه به کنار ....تو خواهش من از زندگی بودی.

صبر ،صبر، صبر خواهم کرد....بی پایان صبر خواهم کرد.

برچسب: نویسنده: پویان رحمانی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 5:50

اولین کاری که برای رفتن یاید انجام داد خرید یک کوله پشتی است.

که آن را خریدم.

شاید روزی نه چندان دور در افق 5 ساله رو بتونم تصور کنم که کوله بر دوش از گیت خروجی مرز از ایران خارج شوم.به امید ساختن آینده ای بهتر برای خانواده ام...در یک سال آینده حتما به این دو راهی خواهم رسید.امیدوارم زندگی به من این آخرین فرصت ها رو بده تا بلکه بتونم از این کشتی بی ناخدای گرفتار جاهلان و اسیر طوفان ها خارج بشم....

برچسب: نویسنده: پویان رحمانی تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 5:50

صفحه بندی